یک وری دراز کشیده کنترل تلوزیون نزدیک بالش زیر دستش است.یک کتاب روی زمین است و ودرحالی که دستش زیر گوشش است کتاب میخواند هرازگاهی کنترل را بر میدارد و کانال ها را عوض میکند و البته به آشغال سیب روی زمین کنار کتاب کاملا بی تفاوت است.ساعتها میگذرند و گذر زمان را اصلا حس نمیکند . حوالی ساعت چهار بعد از ظهرکه همسر جانش زنگ میزند حالش را بپرسد تازه به خودش میآید ای دل غافل ساعتهاست بدون توجه به هر چیزی کتاب میخواند و حالا مثل اینکه تازه روزش آغاز شده باشد شروع به انجام دادن کارهای روتین روز مره میکند .به خود قول میدهد که این کتاب که تمام شد برنامه زندگی ام را عوض میکنم
پریدخت همچنان رژه میرود روی اعصاب من
پست بدون کامنت درست مثل سالاد الویه است بدون سس قال دلارام
پریدخت همچنان رژه میرود روی اعصاب من
پست بدون کامنت درست مثل سالاد الویه است بدون سس قال دلارام
2 comments:
پس خدا نگهداره همسر محترم رو که شما رو از خواب غفلت بیدار کرد!
حالا نمیشد بگید سالاد فصل بدون سس؟من سالاد الویه دوس ندارم اینه که خیلی برام فرق نداره با سس یا بدون سس!
بعد هم شما وقتی 6 ماه یه بار میاید پست مینویسید خلایق از کجا بفهمن؟!
Post a Comment